|
اهواز اس ام اس
|
با سلام.خدمت دوست عزیزم.ممنون که به وبلاگ خودت سر زدی
به امید ساعاتی خوش در این وبلاگ.
قانون این وب سایت .......... 1.ورود اطفال و بزرگ سالان ممنوع .......... 2.ورود آقایان و خانوم ها و غیره ها چی؟ ممنوع .......... 3.استعمال دو خانیات و سه خانیات و بالاتر اکیدا ممنوع .......... 4.ورود سگ،گربه،سوسک،مگس،و ...، هم ممنوع ........... 5.هر کس هم که بیاید و نظر ندهد،الهی نظرات وبلاگش -0- بشه........... 6.ورود با جوراب نشسته ممنوع ............ 7.ورود آدمهای کم ظرفیت،با ظرفیت وفاقد ظرفیت هم ممنوع ........... 8.نظر دادن بدون ذکر نام و ایمیل ممنوع ........... 9.ورود آدمهای بد اخلاق ممنوع ........... 10.لطفا تقاضای نسیه نکنید(چون نسیه خیلی وقته که مرده) .............. 11..دست کردن تو دماغ ممنوع ........... 12.کفشاتم در بیار بچه .................. حتی شما دوست گرامی در ضمن با شرت نشسته هم وارد نشوید.................. نظر یادت نره.................. نظر یادت نره
اینجا هم مال منه www.seanpaul611.blogfa.com
اگه دنبال دزدیدن مطالب هستین لطفا با اسم نام این وبلاگ باشه
مطالب این وبلاگ جز اراجیف چیزی نمی باشند و تنها برای شاد شدن شما هستند و به هیچ وجه توهین نمی باشد
موفق باشی
خداحافظ
ساعت و تاريخ
موضوعات
جک و عکس حتما کلیک کنید !!!!!!
شرو و ور
دختر و پسر در سینما
شعر یا ک..شعر
این دخترا رو
رای بدی بهت تجاوز هم کنن
لطفا شاش نکنید
داستان اصلی تایتانیک
جوات ترین پلیس
عکس جاسوس های زن ایرانی
عکس پشت صحنه فیلم اخراجیها
اینم عکس تارزان در اهواز
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
( )
کشوری که همه چیزش فیلتره ۲سال فیلتر این وبلاک هم روش ازادی نزدیکه
نوشته شده توسط مهران در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388
لينك مطلب
( )
تارزان ( اینم عکس تارزان در اهواز )
این وبلاگ هر هفته با کلی جک جدید به روز میشه
نوشته شده توسط مهران در دوشنبه بیستم فروردین 1386
1386 ( )
سلام خوبی؟ سال نو پیشاپیش مبارک
وبلاگ اهواز اس ام اس فیلتر شده بود . یه جدید ساختم اما الان دیگه فلتر نیست ما که نفهمیدیم چه خبره یه روز فیلتره یه روز فیلتر نیست ولی ۱۰۰ در صد دست آمریکا تو کاره خدا به خیر کنه در هر صورت انرژی هسته ای حق مسلم ماست![]()
![]()
![]()
من همینو بروز میکنم دیگه بی خیال قبلیا
ولی هنوز وبلاگ برا بعضیا فیلتره![]()
لب پسرها مثل پارکينگي است که هيچ وقت تابلوي ظرفيت تکميل بر در آن ديده نميشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است که مدت ماندن يک هواپيما در آن بستگي به فرود هواپيماي بعدي دارد
به لره میگن خدا کجاست میگه نمیدونم ولی هر جا هست ابولفضل نگهدارش باشه
ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست
عشق چيست؟ 3 ثانيه نگاه، 3 دقيقه خنده، 3 ساعت صفا، 3 روز آشنايي، 3 هفته وفاداري، 3 ماه بيقراري، 3 سال انتظار، 30 سال پشيماني
::.:.:::.::-::.::...::.:-:.:::..-::.:.:. ::.:.:::.::-::.::...::.:-:.:::..-::.:.:. از طرف انجمن اس ام اس بازان نابینا (یعنی عیدت مبارک)
خوش باشید
بای
نوشته شده توسط مهران در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385
اصل قضیه ( داستان اصلی تایتانیک )
روزی روزگاری ، پسری بود به نام ممد که بچه ها جک صداش ميکردند ، جک ( ممد ) قصه ما عاشق سوار شدن به قطار بود ، ولی هيچ وقت نتونسته بود ، آخه چون پولشو نداشت . خلاصه يه روز ممد و رفيقاش نشسته بودن ، يکی از رفيقای ممد شروع کرد به قيف اومدن و اينکه من آخر قدرتم و انده کشتی گيرهايم و .... . ممد هم بلند شد و گفت که عمرا بتونی رقيب من باشی ، خلاصه کل کل بينشو زياد شد و قرار شد همونجا يه کشتی بگيرن و قرار گذاشتن که هرکی باخت پول بليط برای رفت و برگشت از تهران به مشهد رو به اون يکی ديگه بده . راستی يادم رفت بگم که ممد خيلی نقاشيش خوب بود ، اون يک دفتر داشت که توش عکس چند تا زن رو به صورت لخت و پاتی کشيده بود . خلاصه کشتی گرفتن و جک ( ممد ) اين مسابقه رو برد و طرف ديگه مجبور شد پول بليط قطار رو به ممد بده و جک هم سه سوت رفت راه آهن و يه بليط تهران مشهد خريد و اتفاقا ، همون موقع هم قطار داشت راه می افتاد که جک خودشو به قطار رسوند و بعدش قطار راه افتاد و در کوپه ای که همشون مرد بودن مستقر شد . حالا بشنويد از اون طرف ، دختری بود به نام فاطی که بچه ها اونو رز صدا ميکردن ، رز (فاطی) قصه ما در تهران دانشجو بود ، ولی خودش از اهالی شهرهای اطراف مشهد بود و به همراه نامزدش راهی مشهد بودن تا از اون ور به شهر خودشون برن ، رز (فاطی) اصلا از نامزدش خوشش نمی آمد ، ولی به اجبار اونا رو به عقد هم در آورده بودن ، آخه فاطی به غير از درس خوندن ، شاغل بود و کارش هم ... بود و اينگونه خرج دانشگاهش رو در می آورد ، يک روز که مشغول ... يه همين نامزد فعليش بود ، مامورها ميريزن و فاطی و نامزدشو که اون موقع هنوز باهم ازدواج نکرده بودند رو ميگيرن و ميبرن و به زور به عقد هم در می آورن . حالا رز ( فاطی ) و نامزدش در کوپه بغل کوپه جک استقرار يافته بودن . رز خيلی ترسيده بود و اصلا دلش نميخواست تا به شهر خودشون بگرده ، چون مسولين دانشگاه به خانواده فاطی ( رز ) خبر داده بودن که چی کاره هست و حالا رز رو به همراه نامزدش راهی شهرشون کرده بودن ، فاطی به شدت ناراحت و افسرده شده بود و قصد داشت در موقعيتی مناسب خودشو از قطار پرت کنه بيرون و يا اينکه فرار کنه . قطار حرکت ميکند . يه نيم ساعت که ميگذره ، فاطی بلند ميشه و به هوای اينکه ميخواد موال ( توالت ) بره از کابينشون مياد بيرون و به سمت انتهای قطار ميکنه ، رز تصميم خودشو گرفته بود و ميخواست خودشو از ته قطار به بيرون پرت کنه
.يک دو سه دقيقه ای قدم زد تا به آخر قطار رسيد و رفت اونجا و همين که آمد خودشو پرت کنه ، يکدفعه يکی دستشو گرفت و وقتی برگشت ديد که ممد (جک) هست که دستشو گرفته....
جک : دختر مگه ديوونه شدی ، داشتی خودتو به گی ميدادی .
رز : ولم کن ، ميخوام خودمو بکشم . در همين هنگام ته دل جک يه جورايی قيلوله رفت و از رز خوشش اومد ، برای همين اونو کشيد و محکم تو بغلش گرفت . رز از اين حرکت جک تعجب کرد و اونو هل داد و از بغلش اومد بيرون .
رز : هو پسره پدرسگ ، اين چه کاری بود کردی ؟
جک : ببخشيد ، خب من تو رو دوست دارم و عاشقت شدم و ميخوام بگيرمت
. رز : يعنی چی ؟ مگه ميشه به اين زودی ، در ضمن من نامزد دارم و اگه نامزدم منو با تو ببينه ، ميگيره و ......
خلاصه جک ، رز رو از خود کشی منصرف کرد ، رز هم ته دلش يه جورايی از جک خوشش اومده بود و به قول يارو گفتنی دلش پروانه ای شده بود . جک و رز هر کدومشون به کوپه های خودشون رفتند . جک شديدا تو کف رز بود ، از اون طرف هم رز ديگه زندگی براش يه معنی ديگه ای پيدا کرده بود . خلاصه يه يک ساعتی گذشت و جک رفت بيرون و جلوی کوپه رز واستاد ، يه ۵ دقيقه که واستاد يک دفعه رز هم اومد بيرون و جکو ديد و يه لبخند بهش زد و يکدفعه تو سالن قطار شروع کردند به لب گرفتند ، انگار نه انگار که اينجا ايرانه و الان اگه کسی ببينشون ....نشون پاره ، خلاصه اينقدر لب گرفتند که حال همه رو به هم زدند ( البته بيننده ها ) ، البته شانسشون گرفت که کسی نديدشون ، بعدش اونا رفتند دوباره ته قطار و شروع کردند به دل دادن و قلوه گرفتن رز : مو خيلی تورو موخوام ( به لهجه شيرين مشهدی بخونين! ) ، ولی نامزدم رو چی کارش کنم . جک : خب من هم تو رو دوست دارم ، ولی حالا چی کار کنيم ، من ميگم بيا با هم از اين قطار بپريم پايين و بريم دنبال سرنوشتمون . رز : نميدونم والا...
بعدش هم شروع کردند به تف کردن به بيرون از قطار ، يعنی يه جورايی مسابقه که کی بيشتر تفشو ميتونه پرت کنه ، بعدش جک گفت : راستی يه چيز توپ برات اوردم تا ببينی ؟ رز : چی ؟ بعد جک اون دفتر نقاشيشو در اوردو داد تا رز ببينه . رز : وای چه نقاشيهای خوشگلی ، چه زنهای لخت باحالی ، راستی ميشه نقاشی من رو هم بکشی . جک : آره ، ولی من فقط بلدم زنها رو به صورت لخت بکشم ، يعنی تو هم بايد لخت بشی تا بکشمت . رز : باشه ، اشکالی نداره ، حالا کجا بريم تا نقاشيمو بکشي . ( اينجا بود که جندگی رز آشکار شد ). جک : يه کوپه خالی است که کسی نيست که بهترين جا اونجای ، کسی هم نمياد . جک و رز به اون کوپه خالی رفتند ، و رز در عرض سيم ثانيه همه لباساشو در آورد و جک شروع کرد به کشيدن رز . که جندگی کامل و شايد يه چيزی اون طرف تر رز آشکار شد) . جک : باشه ، پس منو بگير که اومدم . خلاصه در اينجا بود که جک و رز شروع کردند به عمل مجامعه.
ببخشيد که نميتونم تمام وقايع اتفاقيه رو تعريف کنم ، آخه قرار نيست فيلمم ، ببخشيد مطلبم غيراخلاقي باشه . خلاصه بعد کم کم شيشه کوپه شروع کرد به عرق کردن و بعد رز از شدت درد دستشو محکم زد تو شيشه ، به طوری که رد دستش افتاد رو شيشه عرق کرده . بعد از اينکه حسابی با هم حال کردند ، اومدند بيرون و رفتند دوباره ته قطار و شروع کردند به لب گرفتن . در همين هنگام ، قطاری که اشتباها به روی خط قطار تايتانيک ( همين قطاری که جک و رز داره ) افتاده بود ، با سرعت تمام با هم برخورد کردند و جک و رز بر اثر شدت ضربه از اين ور قطار افتادند پايين و جان به جان آفرين تسليم کردند ، در ضمن يک عالمه آدم ديگه هم مردند .
بعد .... ها جيمز کامرون بر اساس اين ماجرا ، فيلم کشتی تايتانيک را ساخت ،
البته نميدونم چرا قطار تايتانيک نساخت و اين گونه بود که ممد ( جک ) و فاطی ( رز ) به دو عاشق و جوان ناکام تبديل شدند و در يادها ماندگار گشتند
اینو دیگه اگه نظر ندی حرومت باشه
بخاطر اینکه انگشتام درد گرفت تا تو رو بخندونم
نوشته شده توسط مهران در جمعه دهم آذر 1385
عکس روز ( )
( )
( )
کاش مانيتورت بودم ... تا هميشه مقابلت بودم اي کاش کيبوردت بودم ... تا هميشه توي چنگت بودم اي کاش موست بودم ... تا هميشه تو مشتت بودم اي کاش موبايلت بودم ... تا هميشه همراهت بودم اي کاش ويست بودم ... تا هميشه در گوشت بودم اي کاش پسوردت بودم ... تا هميشه تو خاطرت بودم... حالا تو دوست داري من چيه تو باشم یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمي کنه کداميک يک تيم اسپانيايی است؟ الف) اتلتيکو بيل بااو ب) اتلتيکو کلنگ با من ج) اتلتيکو خاک انداز هم با من د) اتلتيکو! پس تو چه غلطی می کنی؟ فوتباليست انگليسی؟ الف) اندی کول ب) اندی زيربغل ج) اندی سرشانه د) اندی مرسی هيکل ارسال آف تكراري حرام ميباشد و كفاره آن آموزش منطق به 60 ترک . آموزش غيرت به 60 رشتي و 60 بار شركت در نمازجمعه قزوين ميباشد يه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمي داره بندازه رو سرش مثل روسري ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خداوند هيچ موقع از تو سوال نمي كنه چه نو ع ماشيني روندي؟ اما حتما از تو خواهد چند نفر پياده را به مقصد رساندي قابل توجه دخترها که هر چي بوق ميزني ناز ميکنن نميدونن هدف پسرها الهيه
دعاي دختران دم بخت:ربنا آتنا في دنيا زوجه جميلا.. قدش طويلا.. ثروته کثيرا...ماشينا پرشيا...موبايلا نوکيا ![]()
![]()
![]()
بد رسمی است رسم زمانه ای که کسی سکوت سرشار از فریاد را نمی شکند دستی به رسم دوستی دستانت را نمی فشارد. در مرداب دست و پا میزنی وکسی دست نجات به سویت دراز نمی کند . باید پناه برد به کنج تنهایی تنهایی را دوست دارم
به شوکت ميگن:شنيدي فيلم زهره دخترت -دست مردم پخش شده؟ميگه اينا همش نقشه هاي اون دختره ي گدا گشنس - سريالش تموم شده.هنوزم دست از سر ما بر نميداره
خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند : از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند. خانم هامثل چسب دوقلو هستند : اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد. خانم ها مثل موتور گازي هستند : پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت خانم ها مثل رعد و برق هستند : اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون. خانم ها مثل ليمو شيرين هستند : اول شيرين و بعد تلخ مي شوند
اینجا رو برو ببین
http://www.parsplanet.com/midane-khande/dokhtar.asp
وقتي فشارت مي دم وقتي لبام رو مي ذارم رو سوراخ تنگت وقتي ابتو مي خورم تازه ميفهمم چه اناريه انار ساوه!!!!!!
اگه توپت افتاد تو خونه همسايه و پارش کرد اصلا ناراحت نشو . چون يه دوست داري که حاضره قلبش رو بندازه زير پات تا باهاش بازي کني
اگر پسري به دختري بگويد: «جيگرتو» چون به عضو داخلي زن اشاره كرده، حرام است! اگر بگويد: «جيگرتو بخورم» قتل نفس است و حكم اعدام دارد! اگر بگويد: «جيگرتو بخورم الهي» چون نيت الهي بوده و قصد قرب داشته اشكال ندارد!
از وقتي تو رفتي چراغهاي خونمون خاموش شده، آخه نفت رو واسه چي برداشتي و رفتي؟
قامتت چون سرو، چشمانت چون آهو، گيسوانت چون آبشاران، ابروانت چون كمند.... خلاصه هيچ چيزت به آدميزاد نرفته :">:>
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حديث 20 ياهو :يکي از بزرگترين گناه ها فرستادن آفهاي تکراري است براي رسيدن به سعادت از فرستادن آف تکراري بپرهيزيد
تركه رفته بود دزدي. اسلحشو گذاشته بود پشت سر صاحبخونه و ميگفت اگه تكون بخوري با لگد ميزنمت![]()
![]()
![]()
عشق فقط عشق لوتی... آبجو و عرق با هم قاطی... شيش ماه زندونی بی ملاقاتی ترياک مياريم سوغاتی... تا صبح ميريم الواطی... نميخايم بگيم که خيلی لاتيم ميخوايم بگيم بد فرم خاطرخاتيم ![]()
مي دوني چرا دخترها به ميز ارايش مي گن ميز توالت؟؟؟؟؟؟؟؟چون مي شينن جلوش و مي رينن به قيافشون![]()
![]()
![]()
با خودم عهد بستم بارديگرکه تورا ديدم، بگويم ازتودلگيرم ولي بازتورا ديدم و گفتم: بي توميميرم ![]()
![]()
![]()
دخترا می رن پیش خدا شکایت که چرا پسرا از اونا دران ولی ما نداریم؟!! ندا میاد که همه اونا مال شماست فقط حمالیش مال پسرهاست
!!يه ترکه تو تابستون ، نه شير داره نه پستون ترکه ميره کربلا ، دسته کی بالا؟؟؟؟
!!!!پسر نبود دعوا نبود ... خشونت نبود عشق نبود اگر دختر نبود هوس نبود ... لطافت نبود ... دعواي پسرا نبود.. عشق نبود. به نظر شما بهتر نبود هيچ كدوم نبوديم؟؟؟ ولی اگه پسر نبود زندگی چی بووووووووووووووووووووووود![]()
پلیس ترکیه 3 تا پیرزن رو بخاطر خروج غیر قانونی از مرز ایران دستگیر کرد: سکینه میرزاپور. خدیجه دایی. النا ایوانکویچ![]()
بهترين دوست اون دوستي كه بتوني باهاش روي يك سكو ساكت بنشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي. ما واقعاً تا چيزي را از دست نديم، قدرش را نميدونيم، ولي در عين حال تا وقتي كه چيزي رو دوباره بدست نياريم، نميدونيم چيزي را از دست داديم
وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه ميخنديدن. سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن
.دنبال نگاهها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كمكم افول ميكنه دنبال كسي برو كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز تيره را روشن كرد. كسي را پيدا كن كه تو را شاد كنه![]()
ازم پرسيد منو بيشتر دوست داري يا زندگي تو؟ خوب منم راستش رو گفتم، گفنم زندگيمو! ازم نپرسيد چرا؛ گريه كرد و رفت اما نمي دونست كه اون خودش زندگيمه
ابراهام لينكلن : هر كاري را كه تصميم به انجام آن گرفتيد , نصف آن را انجام داده ايد
شمع 3 چيز ياد گرفتم: ايستاده بميرم...... بي صدا بميرم....پاي دوست
خجالت نمی کشی سرتو میندازی پایین می خوای بری نامرد بدون نظر اگه نظر ندی گردنته سر پل سرات می گیرمت به قول عربا میگیر مت
نوشته شده توسط مهران در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385
کمر بند ها را ببندید ( )
كمربند وسيله بسيار مفيدي مي باشد كه در جاهاي زيادي كابرد دارد
از كمر بند در اتومبيل، شلوار، زور زدن، جاده(كمربندي) و .... استفاده ميشود
.كمر بند شلوار وسيله اي است كه از پايين آمدن شلوار شما و رفتن آبرو و حيثيت شما جلوي ملت
جلوگيري ميكند. اين نوع كمر بند در خيلي از جاها از عفت شما نيز محافظت ميكند كه به دليل اينكه
خانواده اينجا رفت و آمد ميكند از تشريح بيش از حد آن خودداري مينماييم
.كمربند اتومبيل اصولا براي حفظ ايمني طراحي شده كه در ايران بيشتر براي حفظ سرمايه استفاده
ميشود. يك راننده ايراني هنگامي كه سوار اتومبيل خود شده و آن را روشن كرده و حركت كرده و به
اولين چهار راه رسيده و افسر راهنمايي رانندگي را مشاهده كرده. به اين نتيجه ميرسد كه بايد كمر
را ببندد. ولي چون كمربنداتومبيل او جايي براي قفل شدن ندارد آن را روي شانه انداخته و سر آنرا
داخل شلوار ، شورت و حتي به كمربند شلوار خود گره ميزنند تا به اصطلاح افسر راهنمايي
رانندگي را خر نموده و جريمه نشود
.شركتهاي خودرو سازي در ايران بسيار به فكر مشتريان خود هستند و طالب راحتي آنها ميباشند
.كمربند را طوري طراحي ميكنند كه اگر فردي دچار يك تصادف شديد شد هنگام تصادف سر افراد بيخ
تا بيخ بريده شود كه تا هنگاميكه گروه امدادي بعد از 1 الي 2 ساعت رسيد آنها در اين مدت زجر
نكشند
.مسئول توليد گروه ايران خوردو گفت: اين افراد كه قرار است كشته شوند چرا زودتر نميرند. ما
ايرانيان هميشه مشتاق مرگ بوديم و هستيم
نوشته شده توسط مهران در جمعه دوازدهم آبان 1385
( )
یه بچه مثبت اینطوری؟(یا یه بچه....)![]()
مثبت قد متوسطي دارد با چشم هاي قهوه اي ( در مواردي چشم روشن هم ديديه شده است بچه
بچه مثبت فرق باز نمي کند ، ژل نمي زند ، هيچ وقت مدل تيفوسي و تن تني و ... را روي کله اش امتحان نکرده است . موهايش را به يک طرف سرش شانه مي کند و مي خواباند .
بچه مثبت اگر کوسه نباشد ريش دارد ، اگر اهل ريش زدن باشد عمرآ ريش تنها يا خط ريش باريک يا پازلقي بلند را امتحان نکرده است .
بچه مثبت پيراهن پارچه اي ساده مي پوشد ، گاهي چهارخانه و راه راه ، گاهي وقتها که غلظت آلاينده خلافش بالا بزند آستين کوتاه هم مي پوشد .
در بيشتر موارد شلوار پارچه اي راسته مي پوشد ، گاهي کتان و در موارد بسيار معدودي شلوار جين . او تا حالا شلوار هفت هشت جيب نپوشيده .
کفش هاي بچه مثبت از همين کفش هاي چرمي مردانه است ، گاهي هم کفش ورزشي مي پوشد ، اما نه در رنگ هاي اجق وجق
کمربند مي بندد و ساعت بند چرمي
بچه مثبت کتاب مي خواند . هفته اي يکي دوتا هم نشريه مي خرد . گاهي وقتها شعر مي گويد يا داستان مي نويسد .
بچه مثبت خلاف نيست . پايش را از محله بيرون نمي گذارد . پاتوقش نه زير چراغ برق است ، نه سالن بدن سازي ، نه کافي نت . خيلي که دست از پا خطا کند مي رود کتابخانه يا ويدئو کلوپ .
کسي به بچه مثبت سيگار تعارف نمي کند ، پيشنهادهاي اين چنيني را هم رد مي کند . علي الاصول اهل خلاف ملاف نيست .
بچه مثبت گاهي عاشق مي شود . عاشق دختر دايي يا دختر خاله اش . از همان اول هم به ازدواج فکر مي کند . بلد نيست نامه عاشقانه بنويسد ، بنابراين از شعر زياد استفاده مي کند .
معدل بچه مثبت الف است . جزوه هايش مرتب و هميشه توي کلاس رديف اول مي نشيند . بچه مثبت فکر مي کند دودره يعني اتاقي که دو تا در داشته باشد !
نوشته شده توسط مهران در جمعه دوازدهم آبان 1385
بيچاره دخترا ( )
بيچاره دخترا اگه خوشگل باشند ميگن عجب جيگريه ! اگه زشت
باشه ميگن کي اينو ميگيره ! اگه تپل باشن ميگن چه گوشتيه ! اگه
معدبانه حرف بزنن ميگن چه لفظ قلم صحبت ميکنه ! اگه رک و
راست باشن ميگن چه بي حيا ! اگه يه خورده فکر کنن ميگن چه قدر
ناز ميکنه ! اگه فوري جواب بدان ميگن منتظر بودا ! اگه تند راه بره
ميگن داره ميره سره قرار ! اگه يواش راه بره ميگن امده بيرون دور
بزنه !اگه با تلفن کارتي زنگ بزنه ميگن داره با دوسته پسرش حرف
ميزنه
نوشته شده توسط مهران در پنجشنبه یازدهم آبان 1385
عشق ( )
عشق یعنی زندگی را باختن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چند سالی بی دلیل با هر الاغی ساختن
نوشته شده توسط مهران در پنجشنبه یازدهم آبان 1385
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
sms611.blogfa.com
The Template Designed By Loghman Avand @
www.irlearn.com
